وسواس فکری ترس از اتفاقات بد یا هجوم افکار چیست و برای رهایی از آن چه باید کرد؟

رهایی از هجوم افکار مزاحم و منفی

چکیده مقاله

همه انسان‌ها افکار مزاحمی دارند که هر از چند گاهی به سراغ آن‌ها می‌آیند. در دنیای پر‌تلاطم و آشفته امروزی، کمتر کسی را می‌توان یافت که هجوم افکار ناخواسته را به‌ویژه پیش از خواب تجربه نکرده باشد. اما در برخی افراد این حالت شدت پیدا می‌کند و فرد در طول روز با افکار منفی و […]

همه انسان‌ها افکار مزاحمی دارند که هر از چند گاهی به سراغ آن‌ها می‌آیند. در دنیای پر‌تلاطم و آشفته امروزی، کمتر کسی را می‌توان یافت که هجوم افکار ناخواسته را به‌ویژه پیش از خواب تجربه نکرده باشد. اما در برخی افراد این حالت شدت پیدا می‌کند و فرد در طول روز با افکار منفی و وسواس فکری تکرار‌شونده در ذهن خود مواجه می‌شود و تلاش برای بیرون کردن آن‌ها از خانه ذهن،تنها برای مدت کوتاهی دوام خواهد داشت.
گاهی این نشخوار فکری تا جایی فرد را آزار می‌دهد که به هر راهکار غیرعلمی برای درمان افکار مزاحم و تکراری چنگ می‌زند. این افراد ممکن است به‌صورت مداوم در مورد ابتلا به بیماری‌های مختلف فکر ‌کنند یا مدام افکار و رفتار خود و دیگران را وارسی و مرور کنند یا ممکن است مدام دلواپس عزیزان خود باشند.
در چنین مواردی فرد سعی می‌کند با مراقبت گری و توجه بیشتر مانع از رخداد موضوع اضطراب زا شود. در اینجا این احتمال وجود دارد که فرد به وسواس فکری مبتلا باشد که بخشی از اختلال وسواس فکری-عملی است.

وسواس فکری عملی یا OCD چیست؟

وسواس فکری عملی یا Obsessive-Compulsive Disorder که به‌اختصار به آن OCD نیز اطلاق می‌شود، یک اختلال روانشناختی است که باعث تکرار افکار یا احساسات ناخواسته (وسواس) یا اصرار به انجام مکرر یک کار (اجبار) می‌شود. در واقع، اجبار یا وسواس عملی، رفتارهایی هستند که باید بارها و بارها انجام شوند تا اضطراب ناشی از وسواس فکری فرد کاهش یابد. برخی افراد هم به وسواس فکری و هم به وسواس عملی مبتلا هستند، اما عده‌ای ممکن است تنها به یکی از آن‌ها دچار باشند.

فرد مبتلا به این اختلال ممکن است متوجه نباشد که وسواس فکری و یا وسواس عملی او بیش از اندازه یا غیر‌منطقی است و زمان زیادی را از او گرفته و در کارهای روزمره، اجتماعی، مدرسه یا کار وی تداخل ایجاد می‌کند. گاهی نیز فرد به این مسئله واقف است، اما توانایی متوقف کردن آن را ندارد.

وسواس فکری چیست؟

 وسواس فکری یعنی ذهن روی یک فکر ناخواسته و اضطراب‌آور قفل شود و آن فکر مدام برگردد. این افکار مثل نوار ضبط‌صوتی خراب است: همان محتوا در ذهن تکرار می‌شود، حتی وقتی نمی‌خواهید به آن فکر کنید. گاهی چنین افکاری برای مدت کوتاهی می‌آیند و می‌روند؛ اما وقتی به درگیری ذهنی شدید تبدیل شوند، یعنی وقت، انرژی و آرامش شما را بگیرند و تمرکزتان را خراب کنند، نادیده گرفتنشان سخت یا غیرممکن می‌شود.

افکار مزاحم از کجا می‌آیند؟ 

آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که اصلاً چرا افکار منفی به سراغ ما میاد یا علت فکر و خیال زیاد در زندگی روزمره چیست؟ برای درک این موضوع باید کمی با شیوه کارکرد مغز آشنا شویم.

ذهن ما از هزاران سال پیش طوری طراحی شده که مدام به دنبال تهدیدها و خطرات محیطی بگردد تا از ما محافظت کند. حالا تصور کنید به دلایل مختلف مثل استرس‌های کاری، خستگی یا مشکلات زندگی، سطح اضطراب بدنتان بالا رفته است. در این حالت، مغز شما وارد فاز آماده‌باش می‌شود و سیستم هشدارش بیش از حد حساس کار می‌کند. نتیجه این می‌شود که مغز هر فکر گذرا، عجیب یا ناخوشایندی را به عنوان یک تهدید واقعی و خطرناک شناسایی می‌کند.

ریشه وسواس فکری دقیقاً از همین‌جا شکل می‌گیرد: وقتی یک فکر زشت یا عجیب به ذهنتان خطور می‌کند، شما به شدت به آن واکنش منفی نشان می‌دهید. مثلاً با خودتان می‌گویید چرا این فکر زشت به ذهنم آمد؟ یا نکند من آدم بدی هستم؟ یا نکند دارم دیوانه می‌شوم؟.

وقتی این‌طور با ترس و عذاب وجدان به فکر واکنش نشان می‌دهید، مغز شما سیگنال می‌گیرد که این فکر خیلی مهم و خطرناک است؛ پس باید بیشتر به آن توجه کنم تا بتوانم بقا داشته باشم. در نتیجه، مغز دوباره و دوباره همان فکر را با شدت بیشتری جلوی چشمتان می‌آورد و شما را در یک چرخه تکراری و بی‌‌پایان از اضطراب اسیر می‌کند.

مشاوره آنلاین با بهترین متخصصان اختلالات روانی

علائم وسواس فکری

وسواس فکری شامل افکار مزاحم و تکرار شونده، تمایلات یا تصاویر مزاحم تکراری و مداوم است که باعث پریشانی یا اضطراب فرد می‌شوند. افکار منفی و وسواس فکری معمولاً زمانی به ذهن هجوم می‌آورند که در حال فکر کردن یا انجام کارهای دیگر هستید.

وسواس فکری اغلب به‌صورت موارد زیر بروز می‌کند:

  • ترس از آلودگی یا بیماری
  • نیاز شدید به اطمینان یافتن
  • نیاز شدید به نظم و تقارن
  • افکار تهاجمی یا وحشتناک در مورد آسیب رساندن به خود یا دیگران
  • افکار ناخواسته از جمله پرخاشگری، یا موضوعات جنسی یا مذهبی

مثال‌هایی از علائم وسواس فکری:

  • از لمس اشیایی که دیگران آن‌ها را لمس کرده‌اند، ترس دارید.
  • از موقعیت‌هایی که سبب آغاز وسواس فکری شما می‌شوند، مانند دست دادن، اجتناب می‌کنید.
  • شک دارید که در را قفل کرده باشید یا اجاق گاز را خاموش کرده‌ باشید.
  • وقتی اشیا حالت منظم ندارند یا با روش خاص شما مرتب نشده‌اند، استرس شدیدی می‌گیرید.
  • تصاویری از راندن خودرو به میان جمعیتی از مردم به ذهن شما می‌آید.
  • افکاری در مورد انجام رفتار زشت یا اقدام نامناسب در ملأعام دارید.
  • تصاویر جنسی ناخوشایند در ذهن شما تداعی می‌شود.
برای درمان مشکلات سلامت روان خود، از بهترین متخصصین روانشناس نوبت رزرو کنید: برای مشاهده لیست و رزرو نوبت رواندرمانی با بهترین روانشناس سایر شهرها کلیک کنید.

تفاوت بین وسواس فکری، وسواس عملی و رفتار طبیعی

نوع رفتار ویژگی‌ها و نشانه‌ها نمونه در زندگی روزمره
وسواس فکری (Obsessions) افکار تکراری و ناخواسته که باعث اضطراب می‌شوند. کنترل‌ناپذیر و مزاحم هستند. حتی وقتی فرد می‌داند منطقی نیست، باز ادامه دارند. فکر مداوم درباره‌ی اینکه شاید باکتری روی دست‌هاست حتی بعد از چندبار شستن.
وسواس عملی (Compulsions) رفتارها یا اعمال ذهنی تکرارشونده برای کاهش اضطراب ناشی از وسواس فکری.  معمولاً وقت‌گیر و خارج از کنترل‌اند.  تسکین موقتی ایجاد می‌کنند. شستن دست‌ها برای بیش از ۲۰ دقیقه بعد از هر تماس با هر سطح.
رفتار طبیعی یا مراقبتی سالم واکنشی منطقی و موقت به موقعیت واقعی خطر یا نگرانی. قابل کنترل است و زندگی روزمره را مختل نمی‌کند. معمولاً بدون احساس اجبار یا اضطراب انجام می‌شود. شستن دست‌ها قبل از غذا یا بعد از بازگشت از بیرون به‌صورت معمول.

ویژگی های افکار وسواسی

افکار وسواسی زمانی اتفاق می افتد که مدیریت افکار منفی و وسواس فکری ما بسیار سخت است. ویژگی افکار وسواسی این است که آنها به ما احساس ناراحتی می دهند و تأثیر منفی بر زندگی روزمره ما می گذارند. افکار وسواسی و مزاحم ممکن است در ذهن ما گیر کنند و ما ممکن است نگران این باشیم که چه زمانی از بین خواهند رفت. افکار وسواسی اغلب تکراری هستند و از بین نمی روند و هرچه بیشتر به آن فکر کنید، بیشتر مضطرب می شوید و افکار بدتر می شوند.

انواع وسواس فکری

افکار مزاحم و تکراری اشکال مختلفی دارند، اما همه آن‌ها در یک ویژگی مشترک هستند؛ به شدت آزاردهنده هستند و آرامش ذهنی را نابود می‌کنند. اگر شما هم مدام با خودتان می‌گویید «چرا همش فکر می‌کنم اتفاق بدی میفته» یا از هجوم تصاویر ذهنی خسته شده‌اید، بدانید که این افکار معمولاً خود را در قالب یکی از دسته‌های زیر نشان می‌دهند:

وسواس فکری ترس از اتفاقات بد و مرگ

یکی از رایج‌ترین انواع درگیری ذهنی، ترس از دست دادن عزیزان یا فکر مرگ پدر و مادر است. در این حالت، ذهن شما مدام شروع به سناریوسازی می‌کند: اگر همین الان تصادف کنند چه؟ اگر زنگ بزنند و بگویند فلان اتفاق افتاده چه؟.

این پیش‌بینی‌های منفی و دلهره‌آور، روش مغز برای محافظت از شما نیستند؛ این‌ها فقط تله‌های اضطرابی هستند که باعث می‌شوند با هر زنگ تلفن، قلبتان فرو بریزد و مدام در ترس از آینده زندگی کنید.

افکار ممنوعه و تابو (افکار جنسی و مذهبی ناخواسته)

بسیاری از افراد از خطور افکار جنسی وسواسی، تصورات بی‌شرمانه یا افکار کفرآمیز و توهین به مقدسات در خواب و بیداری رنج می‌برند. این افکار زشت ناخواسته معمولاً با عذاب‌وجدان شدید همراه هستند. نکته بسیار مهمی که باید بدانید این است: این افکار به هیچ وجه نشان‌دهنده شخصیت، ایمان یا ذات واقعی شما نیستند.

در واقع، از آنجا که شما فرد اخلاق‌مداری هستید، این افکار برایتان منفور است؛ و مغز وسواسی دقیقاً روی چیزهایی قفل می‌کند که شما از آن‌ها متنفرید و می‌خواهید سرکوبشان کنید.

وسواس آسیب زدن (ترس از خودآسیبی یا آسیب به دیگران)

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که ناگهان تصویری از آسیب زدن به خودتان یا آسیب رساندن به یک فرد بی‌گناه (مثلاً با چاقو یا پرت کردن چیزی) در ذهنتان جرقه بزند. این حالت که به آن وسواس آسیب زدن می‌گویند، باعث ترس از دیوانه شدن یا از دست دادن کنترل می‌شود.

حقیقت علمی این است که این افکار سراغ افراد خطرناک نمی‌روند؛ بلکه دقیقاً سراغ افراد بسیار دلسوز و مسئولیت‌پذیری می‌آیند که حتی طاقت دیدن آزار یک مورچه را هم ندارند. مغز صرفاً سناریوی بدترین اتفاق ممکن را می‌سازد تا شما را بترساند.

عوارض هجوم افکار منفی

چرا در دام وسواس و نشخوار فکری گیر می‌کنیم؟

خیلی وقت‌ها مشکل اصلی فقط خودِ فکر مزاحم نیست، بلکه کاری است که ما بعد از آمدن آن فکر انجام می‌دهیم. به محض اینکه یک فکر ترسناک، زشت یا ناخواسته وارد ذهن می‌شود، ذهن شروع می‌کند به زیر و رو کردن، تحلیل کردن و جواب پیدا کردن. مثلاً از خودمان می‌پرسیم: چرا این فکر اومد تو ذهنم؟، نکنه این فکر یه معنی بدی داشته باشه؟، چرا همش فکر می‌کنم اتفاق بدی میفته؟ یا «نکنه من واقعاً آدم بدی باشم؟. همین تلاش برای پیدا کردن جواب، کم‌کم ما را وارد چرخه‌ای می‌کند که به آن نشخوار فکری می‌گویند؛ چرخه‌ای که خیلی‌ها دقیقاً با همین حس توصیفش می‌کنند: «نشخوار فکری دیوونم کرده».

نشخوار فکری یعنی شما به جای اینکه اجازه بدهید فکر بیاید و برود، ساعت‌ها با آن درگیر می‌شوید. مدام صحنه‌ها را در ذهنتان مرور می‌کنید، احتمالات را می‌سنجید، دنبال اطمینان می‌گردید و سعی می‌کنید ثابت کنید این فکر درست نیست. اما مشکل اینجاست که ذهن با این روش آرام نمی‌شود؛ برعکس، بیشتر قفل می‌کند.

هرچه بیشتر بخواهید بفهمید چرا این فکر آمده یا خودتان را از آن نجات بدهید، مغز بیشتر همان فکر را مهم و خطرناک تشخیص می‌دهد. به همین دلیل است که بعضی‌ها احساس می‌کنند ذهنشان منحرف شده یا کنترل فکرهایشان را از دست داده‌اند، در حالی که واقعیت این است که آن‌ها درگیر یک الگوی اضطرابی و تکراری شده‌اند، نه اینکه واقعاً شخصیت یا نیتشان تغییر کرده باشد.

پیامدهای وسواس فکری

وسواس‌های عملی پیامد مستقیم وسواس‌های فکری هستند، اما به‌غیر از وسواس عملی، افراد مبتلا معمولا بسیار مضطرب و احساساتی هستند و علائمی مانند علائم افسردگی، نگرانی بیش از حد، تنش شدید و احساس مداوم اینکه هیچ چیز درست نیست را دارند.

افکار مزاحم و تکرار شونده ممکن است چندین اثر کوتاه‌مدت از جمله عدم توانایی شخص در کار کردن به‌عنوان فرد مفیدی در جامعه، ایجاد مشکلات در مدرسه یا محل کار، ایجاد مشکل در حفظ دوستی یا روابط عاشقانه را به‌دنبال داشته باشد. اثرات طولانی‌مدت این اختلال عمدتاً به‎دلیل کیفیت پایین زندگی مبتلایان ایجاد می‌شوند. این اثرات طولانی‌مدت شامل افسردگی، اضطراب مداوم و افزایش خطر سوء‌مصرف مواد هستند.

آیا وسواس قابل درمان است؟

درمان وسواس امکان پذیر است اما بیمارانی هستند که به درمان افکار مزاحم و تکراری مقاومت نشان می‌دهند.
  1. دسته اول بیمارانی هستند که علائم به جزئی از وجودشان تبدیل شده است به این بیماران، خودهمخوان می‌گویند. بیماران خودهمخوان از علائم خود بی خبر هستند و نمی‌دانند جزئی نگری افراطی و قوانین سفت و سختشان مانع از تجربه ی زندگی سالم و شاد است و با هر تجربه ی ناکامی، قوانین جدیدتری وضع می‌کنند که زندگی آنها را محدودتر می‌کند. بسیار مشکل است یک بیمار خودهمخوان را وارد رواندرمانی کنید. زیرا از نظر آنها هیچ مشکلی وجود ندارد.
  2. دسته دوم افرادی هستند که از قضاوت شدن و سرزنش توسط خود و دیگران ترس دارند و دریافت یک تشخیص روانشناسی می‌تواند در آنها باعث احساس شرم و تحقیر شود و ترس از طرد شدن مانع شروع یا ادامه رواندرمانی در آنها شود.
  3. دسته سوم کسانی هستند که اختلالات رفتاری برایشان نشانه ضعف است. همانطور که شنیده اید اغلب مردم می‌گویند “هر کسی باید بتواند مشکلات خود را حل کند.” بخصوص در مردان به این معنی است که نیاز به کسی نداشته باشید.
در این موارد خانواده و دوستان بایست از متقاعد کردن ملایم استفاده کنند و دشوار بودن اعتراف را برای فرد تسهیل کنند و همراه و حامی باشند.

مطالعه بیشتر: برای وسواس فکری چه بخوریم؟ غذاهای مفید برای وسواس فکری

درمان وسواس فکری و رهایی از افکار وسواسی

اگر افکار شما ناشی از مشکلات غیر‌واقعی هستند و کیفیت زندگی شما را تحت تأثیر قرار داده‌اند، به وسواس فکری مبتلا هستید و لازم است که هر چه زود‌تر به یک روانشناس مخصوصا روانشناس برای وسواس، روانشناس بالینی یا روانپزشک مراجعه کنید.

روان‌ درمانگر با ارائه راهکار‌های مؤثر شما را در نبرد با هجوم افکار منفی و وسواس فکری یاری می‌کند و معمولا از یکی از دو روش زیر بسته به ‌شدت اختلال استفاده می‌نماید.

همچنین بخوانید: بهترین روش درمان وسواس فکری بدون دارو چیست؟ معرفی انواع روشها

راهکارهای عملی برای رهایی و مدیریت افکار منفی

اگر به دنبال درمان سریع افکار منفی یا روشی جادویی برای پاکسازی ذهن هستید، باید بدانید که ذهن با دستور مستقیم و زور آرام نمی‌شود. برای رهایی از وسواس فکری و قطع کردن این زنجیره کلافه‌کننده، به جای جنگیدن با ذهن، باید بازی را تغییر دهید. در ادامه، چند راهکار علمی و عملی را بررسی می‌کنیم که به شما کمک می‌کنند قدم به قدم کنترل ذهنتان را به دست بگیرید:

  • برچسب زدن به افکار: به محض اینکه فکری ناخواسته یا تصویری ترسناک سراغتان آمد، در نقش یک ناظر بی‌طرف به آن برچسب بزنید. با خود بگویید: این فقط یک فکر وسواسی است، نه واقعیت. یا اضطراب من دوباره فعال شده و دارد سناریوسازی می‌کند. با این کار ساده، بین خودتان و آن فکر فاصله می‌اندازید و متوجه می‌شوید که شما و فکرهایتان یکی نیستید.
  • تکنیک بی‌اعتنایی فعال (اجازه حضور بدون واکنش): بزرگ‌ترین راز در روش‌های بی اعتنایی به وسواس این است که سعی نکنید فکر را از سرتان بیرون کنید. هر چقدر بیشتر برای بیرون راندن یک فکر تلاش کنید، مغز آن را مهم‌تر تلقی می‌کند. به فکر اجازه دهید مثل یک مهمان ناخوانده در گوشه‌ای از ذهنتان حضور داشته باشد، اما با آن وارد بحث و تحلیل نشوید. وقتی با فکر نجنگید و به آن بی‌محلی کنید، به مرور زمان قدرت و چسبندگی‌اش را از دست می‌دهد.
  • بازگشت به لحظه حال (مایندفولنس): ذهن وسواسی عاشق این است که شما را به آینده (ترس از اتفاقات بد) یا گذشته (نشخوار فکری) ببرد. هر وقت مچ ذهنتان را در حال سناریوسازی گرفتید، با تمرکز روی حواس پنج‌گانه به زمان حال برگردید. مثلاً به سه صدایی که در محیط می‌آید گوش دهید، دمای هوا را روی پوستتان حس کنید یا روی نفس کشیدنتان متمرکز شوید.
  • مراجعه به روانشناس و متخصص: اگر احساس می‌کنید این افکار عملکرد روزمره‌تان را مختل کرده‌اند، بدانید که نیازی نیست این مسیر سخت را به تنهایی طی کنید. روش‌های علمی مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) به همراه تکنیک‌های تخصصی به شما کمک می‌کنند تا ریشه‌ای با این موضوع مواجه شوید.

رواندرمانی وسواس فکری

روانکاوی به ریشه های اضطراب می‌پردازد و به فرد کمک می‌کند با تجربه ی دوباره ی اضطراب ها در فضایی امن، هیجانات بازسازی شوند و فرد در بستری ایمن نیاز نداشته باشد برای گریز از اضطراب به علائم تکرار شونده چنگ بزند.
رفتاردرمانی شناختی (CBT) نوعی روان‌درمانی برای از مبتلایان به وسواس است. مواجهه‌درمانی (ERP)، بخشی از درمان CBT است که در آن، فرد مبتلا به‌تدریج در معرض ترس یا وسواس خود قرار می‌گیرد و راه‌های مقابله با اجبار ناشی از آن را می‌آموزد.

دارو‌درمانی وسواس فکری

برخی داروهای روانپزشکی می‌توانند به کنترل وسواس کمک کنند. در موارد متوسط تا شدید، ارزیابی و تجویز دارو توسط روانپزشک یا متخصص اعصاب و روان ضروری است. معمولاً متخصصان دارو‌های ضد‌افسردگی را در مرحله اول امتحان می‌کنند که عبارتند از:

در پایان به‌خاطر داشته باشید که وسواس فکری جزو اختلالات روانشناختی است که در طول زندگی با شما باقی می‌ماند، اما خوشبختانه به درمان‌های رایج به‌خوبی جواب می‌دهد. شما هر چه زود‌تر به مشاور فردی، روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید، درمان افکار مزاحم و تکراری آسان‌تر و تبعاتش کمتر خواهند بود.

مطالعه بیشتر: چه قرصی برای وسواس فکری خوب است؟ بهترین قرص برای وسواس فکری

اگر در شهر تهران زندگی می‌کنید و وسواس فکری عملی زندگی شما یا اطرافیانتان را مختل کرده است، لیست بهترین روانشناس وسواس در تهران را میتوانید از این لیست پیدا کرده، مقایسه کنید و از متخصص مورد نظر خود نوبت رزرو کنید.

امتیاز شما به مقاله:
4.6 (از 5 امتیاز)

ثبت دیدگاه

556 Responses

  1. ۲

    سلام، اول از همه باید بدونی هر چیزی ممکنه به فکر ما خطور می‌کنه و بگذره و معنایی نداره و اون فکر ما رو تعریف نمی کنه و منصفانه نیست بابت هر چیزی که مغز ما پیشنهاد می‌ده خودمون رو قضاوت کنیم و معمولا مشکل از همین قضاوت شروع می‌شه که «ای وای! من چرا به همچین چیزی فکر میکنم و …» و کم کم روی اون فک رو تلاش برای فکر نکردن بهش گیر می‌کنیم. در جواب سوالت هم بله معمولا این چالش‌های فکر عامل دیگه ای دارن که همون بحران جدایی در خانواده و نگرانی های تو و کیفیت رابطتت با پدر و مادره. اگه روی حل مسائل مربوط به جدایی پدر و مادر و شیوه جدید و موثر تعامل با هر کدوم، درمیون گذاشتن نگرانی و مسائل در این باره با پدر و مادر و حل چالش‌هات کار کنی این افکار هم کم کم کمرنگ تر می‌شن. بهتره به روانشناس مراجعه کنی تا در این مسیر کمکت کنه. . در کنارش تمرین‌های ذهن‌آکاهی می‌تونه برای ارتقای تمرکز و حال و هوات بهت کمک کنه.

  2. علیرضا
    گفت:
    ۱
    ۲

    من توضیحات و شرح بیماری OCD خواندم و بسیار قابل فهم بود! همسرم از نظر من دارای نود درصد علائم فوق میباشد. ما در سوئد زندگی میکنیم! و هیچ آرامش ، خوشی و خنده در زندگی ما نیست جز دعوا و ناسزا.

    1. ۱
      ۰

      سلام چنین شرایطی قطع برای شما سخته و اگه اقدامی نکنید روز به روز رابطه شما با همسرتون بیشتر صدمه می‌بینه و درنتیجه هم مشکلات ایشون شدیدتر می‌شه هم سلامت روان شما به خطر می‌افته. بهشون پیشنهاد مراجعه به روانشناس (با هم یا به تنهایی) بدید اگر موافقت کردند که عالی، ولی معمولا در این شرایط هر چه اصرار به درمان کنید مقاومت بیشتر و اوضاع وخیم‌تر می‌شه، ضروریه اول از همه برای مراقبت از سلامت روان خودتون و بعد ارتقای رابطه‌تون با همسرتون و شیوه صحیح تعامل با ایشون به روانشناس مراجعه کنید تا کم کم زمینه رو برای بهبودی و مشارکت ایشون در درمان فراهم کنید.

      1. سحر
        گفت:

        سلام
        من دیگه مجموعه‌ای از افکار عجیب و غریبم. تقریباً در مورد همه چیز یه سری فکر عجیب و ناراحت کننده میاد توی ذهنم و بعد با خودم فکر میکنم حالا که این فکر رو در مورد خواسته‌ام کردم، پس این فکر ایجاد مانع کرده و اون خواسته‌م مهیا نمیشه(اینو بر اساس قانون جذب و این چیزا توی ذهنم میاد)

        مثلا نذر کردم برای موضوعی به یه آقای سیدی که در جوانی فوت شده (خیلی‌ها ازش حاجت گرفتن)، گفتم اگه خواسته‌م رو بده بعد میرم همونجا (محل دفن و مرقدش) و یه خوردنی (که خودم در نظر دارم) رو پخش میکنم بین مردم.
        کمی بعد یهو به نظرم رسید وای نکنه این شخص که فوت شده و من دارم بهش متوصل میشم، یهو عاشقم بشه و بخواد منو با خودش ببره اون دنیا!!! می‌دونم مسخره‌س و عملاً کسی از این فکرا در مورد این شخص فوت شده نمیکنه ولی این فکر اینقدر اذیتم کرد که حتی گفتم نذرم رو بیخیال شم. بعدم باز به این فکر کردم حالا که به این موضوع (مانع) فکر میکنم، پس همین مانع میشه و به خواسته‌م نمی‌رسم.

        این که نوشتم فقط یه مورد بود. بازم از این فکرا در موارد مختلف دارم. ولی یه دونه نوشتم که ببینید مدل فکریم چه جوریه.

        بعد من یه عمه دارم که کم توان ذهنی بوده و فوت شده چند سال پیش. وقتی این فکرا رو میکنم میکنم، با خودم میگم نکنه دیوونه شدم. نکنه شبیه اونم.
        من واقعاً خیلی اذیت میشم، نمی‌دونم چیکار کنم… :((((((

        1. ناشناس
          گفت:

          سلام
          من ۷سال میشه دچار اضطراب افکار وسواسی شدم جوری که دارویی روی افکارم تاثیر ندارم و فقط و فقط منو ضعیف تر می‌کنه
          حتی موقعی ک مشغول هستم بدتر میشم
          و با هر اتفاق بدی این وسواس شکلش عوض میشه و خیلی تکرار میشه جوری ک اصلا نمیتونم افکار منفی وسواسی رو ضعیف کنم مثلاً رو شخصی ک دوست دارم افکار وسواسی گرفتم نمیتونم جذبش کنم چیزایی بهش میچسبه نمیتونم جدا کنم و هر روز این نگرانی برام بدتر میشه

  3. نیلوفر
    گفت:
    ۸

    سلام
    من دانش آموز دبیرستانی هستم و تقریبا یک ماه هست که وسواس شدیدی پیدا کردم و افکار مزاحم خیلی زیادی دارم که باعث ترس و استرسم شده
    با اطرافیانم که صحبت میکنم بهم میگن که این افکار چیز خاصی نیستن و نباید بهشون زیاد اهمیت بدی و اما من هر چه سعی میکنم اهمیت ندم بدتر میشن، البته به نظر خودم هم افکار بی معنی ای هستن اما نمیدونم چطور متوقفشون کنم
    و از جایی شروع شد که خودمو با بقیه توی مدرسه مقایسه کردم و کم‌ کم همش حواسم پرت بقیه شد، مثلا فلانی امروز خوابش میومد، معلومه دیشب درس خونده، یا فلانی گفت من آنقدر خوندم و … هر وقت میخوام درس بخونم حرفای بقیه میاد توی ذهنم
    و بعدشم افکاری که همش توی سرم میومد این بود که شاید موفق نشم، نکنه بهش نرسم و…
    البته من قبلا اینشکلی نبودم و اصلا به بقیه اهمیت نمی‌دادم و روی خودم تمرکز میکردم اما الان هر چی سعی میکنم به زور میتونم تمرکز کنم و همش میترسم و حس میکنم گاهی از درس فرار میکنم و عملکردم اومده پایین
    خودم میدونم که آسیب زننده هستن و واقعا هم چیز خاصی نیستن، شاید من خیلی چیزای کوچیک رو توی ذهنم بزرگ میکنم ولی واقعا نمیدونم چطور باهاش مقابله کنم

    1. ۱

      سلام، متوجه نگرانیت می‍شم، معمولا تو نوجوانی و همزمان با شروع دبیرستان دغدغه ما درباره رشد و موفقیتمون زیاد می‌شه و متاسفانه خیلی وقت ها رو به مقایسه میاریم که خیلی دردسرسازه و حالمونو بد می‌کنه. مغزت داره یه نشونه بهت می‌ده که برای تو رشد و پیشرفت به دلایلی مهمه، ولی استراتژی ناموثری رو بهت پیشنهاد داده: «خودت رو با دیگران مقایسه کن!!!». باید بدونی مغزت فقط یه پیسنهاد داه که موثر هم نیست و مجبور نیستی تسلیمش بشی، کافیه راهکار موثرتری رو برای رشد و پیشرفت انتخاب و تمرین کنی تا کم کم مغزت دست از این راهکار برداره و باهات همراه بشه. به خودت یادآوری کن این فقط یه فکره، نه باهاش همراه بشو و نه سعی کن مقابله کنی فقط دوباره و دوباره تمرکزت رو برگزدون به کاری که واقعا لازمه انجام بدی (درس بخونی، تفریح کنی، استراحت کنی، …) اوایل تمرکز کردن سخته ولی کم کم بهتر میشه. در کنارش تمرین‌های ذهن‌آکاهی می‌تونه برای ارتقای تمرکز و حال و هوات بهت کمک کنه. اگر هم اوضاع خوب پیش نرفت به روانشناس نوجوان مراجع کن تا تو با بررسی دقیق‌تر بهتر تو این مسیر کمکت کنه.

  4. ناشناس
    گفت:

    درود بر شما. این دسته از افکار تقریبا به ذهن همه ما خطور می‌کنه ولی مشکل اونجایی شروع می‌‍شه که روش متمرکز می‌مونیم و بارها و بارها بهشون فکر می‌کنیم. تمرین‌های ذهن آگاهی، ریلکسیشن و یوگا مهارت‌های خوبی برای مدیریت تمرکز در اختیارتون قرا میدهن. سرگرم نگه داشتن خودتون و ارتقای مهارت‌های تمرکز هم خیلی موثره. ولی اگه مدت زمان زیادیه که درگیر این افکار هستید می‌تونه نشانه وجود مشکل مهم‌تری در روابط مهم زندگیتون یا مهارت‌های روانشناختی شما باشه، بهتره به روانشناس فردی مراجعه کنید تا با بررسی دقیق‌تر مساله یا مسائل اصلی و حل اونا بهتون کمک کنه.

  5. افشین
    گفت:

    من مدتی است دچار وسواس فکری عملی شدید شدم اگر چیزی رانبینم یانشنوم دچار تپش قلب شدید وحالت خفگی وسرد شدن دست وپامیشم صبحها باتپش قلب وترس واضطراب ازخواب بیدار میشم مدتی بادستور پزشک قرص سراتونین استفاده کردم ولی هیچ فایده ای نداشت لطفا کمکم کنید

  6. ۱
    ۱

    با درود؛ متاسفانه قادر نیستم کمک چندانی بکنم، بررسی دقیق‌تر و بیشتر نیاز است تا بدانیم در چه شرایطی رشد کردید؟ جنسیت شما چیست؟ آیا با عمو یا افراد دیگر مقایسه شده‌اید؟ مهم است بدانیم در چه بستری این افکار در ذهن شما مرور می شود؟ پیشنهاد می‌شود از روان شناس کمک بگیرید.

  7. Mohi
    گفت:

    سلام . من همه‌ش فکر های بد راجع به عزیزانم به ذهنم میرسه فکر هایی مثل زبانم لال مرگ اونا و فحش های نامناسب… انقد اذیتم که دارم دیوانه میشم کنترل هم نمیشه هر کاری میکنم نمیشه کنترل نمیشه و حالمو بد میکنه

  8. زهره سادات
    گفت:

    من واقعا کل زندگیم درگیر افکار منفی شده دارم داغون میشم همش ترس از دست دادن خانوادم مخصوصا همسرم رو دارم . تو ذهنم افکار خیلی بدی میاد صحنه های وحشتناک صحنه های از دست دادن عزیزانم دارم دیوونه میشم راهنماییم کنید لطفاً . دگه نمیتونم تحمل کنم کل زندگیم مختل شده کاملا ناخودآگاه سناریو از دست دادن همسرم تو ذهنم هست و کاملا این افکار منو نابود کرده کمک کنید

  9. ۲

    سلام، اول از همه باید بدونی هر چیزی ممکنه به فکر ما خطور می‌کنه و بگذره و معنایی نداره و اون فکر ما رو تعریف نمی کنه و منصفانه نیست بابت هر چیزی که مغز ما پیشنهاد می‌ده خودمون رو قضاوت کنیم و معمولا مشکل از همین قضاوت شروع می‌شه که «ای وای! من چرا به همچین چیزی فکر میکنم و …» و کم کم روی اون فک رو تلاش برای فکر نکردن بهش گیر می‌کنیم. در جواب سوالت هم بله معمولا این چالش‌های فکر عامل دیگه ای دارن که همون بحران جدایی در خانواده و نگرانی های تو و کیفیت رابطتت با پدر و مادره. اگه روی حل مسائل مربوط به جدایی پدر و مادر و شیوه جدید و موثر تعامل با هر کدوم، درمیون گذاشتن نگرانی و مسائل در این باره با پدر و مادر و حل چالش‌هات کار کنی این افکار هم کم کم کمرنگ تر می‌شن. بهتره به روانشناس مراجعه کنی تا در این مسیر کمکت کنه. . در کنارش تمرین‌های ذهن‌آکاهی می‌تونه برای ارتقای تمرکز و حال و هوات بهت کمک کنه.

  10. ۱
    ۱

    سلام. برای حل مشکلتون به اطلاعات بیشتر نیازه، بهتره به روانشناس مراجعه کنید تا با بررسی دقیق‌تر مساله بهتون کمک کنه بهترین راهکارها رو برای بهبود طراحی و تمرین کنید. همره اون تمرین‌های ذهن‌آ’اهی هم می‌تونه خیلی موثر باشه.

  11. روشنا
    گفت:

    سلام لطفا الان که یک‌سال گذشته بگو ‌که چه حالی داره و حالت خوب شده؟

  12. ناشناس
    گفت:

    سلام من اظطراب از مرگ داشتم پیش دکتر رفتم سه تا قرص بهم داده ولی الان همش تیکه های آهنگ های مختلف تو ذهنم میاد میترسم به بچه عمم آسیب برسونم میترسم همش نمیدونم واقعا باید چیکار کنم فکر میکنم دارم عقلم از دست میدم

  13. ۱

    درود بر شما؛ این افکار نیاز به بازنگری و کشف آن توسط متخصص دارد تا بدانید چه اتفاقی در درون‌تان می‌افتد؟ حاصل این افکار در زندگی روزانه و ارتباطات‌تان چگونه بروز پیدا می‌کند ؟
    برای رسیدن به پاسخ و راهکارهای عملی آنها از روانشناس کمک تخصصی بگیرید. با آرزوی موفقیت.

  14. درود بر شما؛ احتمالا تصور میکنید چون خانواده پدری وسواس دارند ،پس شما هم مبتلا هستید در صورتی که الزاما اینطور نیست ،بنظر می‌رسد ناخودآگاه و عملا انگار در حال مبارزه با افکار هستید. در حالی که اصلا اینطور نیست اشاره داشتید که کنترل آن دست خودتان نیست، هر فکری هر چند بد به اضطراب ناشی از آن تن دهید و اجازه عبور آن را در ذهنتان بدهید، بنظر می‌رسد آن بخشی که شما بدون شفقت و سرزنشگرانه با خودتان رفتار می‌کنید بیشتر حائز اهمیت است. تاکید می‌کنم هر فکری از ذهن ما می‌گذرد مساوی با انجام دادن آن نیست. ممکن است در ذهن فرد بدترین فکر عبور کند اما انجام آن نیست، اینها ترس‌های غیر واقعی‌اند. پیشنهاد می‌کنم از روانشناس کمک بگیرید در میان گذاشتن افکار آزاردهنده با متخصص راهی می‌شود برای رهایی از تمام این احساسات ناخوشایندی که تجربه می‌کنید و بابت آن خودسرزنشگری می‌کنید.

  15. امیرحسین
    گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما روانپزشکی که به ما ملت روح می بخشید ببخشید بنده یه مدتی هستش که خیلی افکار بدی در مورد خدا و امامان و پیامبران دارم و این مدت که یک سال برایم گذشت خیلی سخت و پر مشقت بود یعنی یک ثانیه بدون این افکار بهترین لحظات زندگیمه اگه میشه یه درمانی چیزی که داره بگید بنده اصلا حال روحی خوب ندارم و رنگ روز رو به چشم ندیدم و اینکه پدر و مادر دارن از هم جدا میشن که خیلی بنده رو تضعیف کرد و امید وارم شما با مشاورتون حالم رو از این که هست بهتر کنید خیلی ممنون و اینکه یه سوال بنده که پدر و مادرم دارن از هم جدا میشن و من با پدرم دوسال هست باهم زندگی میکنیم می‌تونه عامل ایجاد این افکار توهین به مقدسات باشه ؟ یا خیر ؟

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×

برای اطلاع از پاسخ نظر خود حداقل یکی از موارد زیر (تلفن یا ایمیل) را وارد کنید

یا

×

کد تایید را وارد کنید

01:10

تأیید علمی:
فرزانه مهدیان

مشاور، روانشناس

مقالات مرتبط

متخصصان پیشنهادی

دکتر شقایق درویشی

مشاور فردی | مشاور خانواده | مشاور ازدواج | زوج درمانگر

علیرضا غلامی

زوج درمانگر | مشاور فردی | سکس تراپیست

سولماز ایران نژاد

زوج درمانگر | مشاور فردی

اکرم رحیمی

زوج درمانگر | مشاور ازدواج | مشاور خانواده