افسردگی فقط به معنای غمگین بودن یا ناراحتی موقتی نیست. همه ما ممکن است پس از یک شکست عاطفی، از دست دادن عزیزان، مشکلات مالی یا فشارهای کاری احساس غم و ناامیدی کنیم، اما این احساسات معمولاً با گذشت زمان کاهش پیدا میکنند و ادامهدار نیستند. در حالی که خلق افسرده داستان متفاوتی دارد. در این اختلال، احساس غم، پوچی، بیانگیزگی یا ناامیدی برای مدت طولانی ادامه پیدا میکند و زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار میدهد.
تصور کنید صبح از خواب بیدار میشوید، اما هیچ اشتیاقی برای شروع روز ندارید. کارهایی که قبلاً برایتان لذتبخش بودند دیگر جذابیتی ندارند. حتی انجام سادهترین وظایف مانند بیرون آمدن از تخت، پاسخ دادن به پیامها، رفتن به مهمانی، یا دوش گرفتن به کاری دشوار تبدیل میشود. بسیاری از افراد افسرده میگویند انگار دنیا را از پشت یک شیشه تار میبینند؛ همه چیز وجود دارد اما دیگر رنگ و معنای گذشته را ندارد.
بر اساس گزارشهای سازمان جهانی بهداشت، میلیونها نفر در سراسر جهان با اختلال افسردگی زندگی میکنند و بسیاری از آنها بدون دریافت کمک تخصصی، سالها با علائم این اختلال دستوپنجه نرم میکنند. خوشبختانه امروزه درمانهای مؤثر و مبتنی بر شواهد علمی برای افسردگی وجود دارد و مراجعه به یک روانشناس خوب برای افسردگی، تراپیست افسردگی یا متخصص درمان افسردگی میتواند مسیر بهبودی را هموار کند.
اگر میخواهید بدانید افسردگی چیست؟ چه علائم و انواعی دارد، علل و روشهای درمان آن چیست و خلاصه همهچیز درباره این اختلال را بشناسید، این مقاله برای شما نوشته شده.
فهرست مقاله
Toggleعلائم افسردگی چیست؟
الزاما همه افراد علائم یکسانی تجربه نمیکنند و نشانههای ابتلا به این اختلال ممکن است متفاوت باشد. برخی افراد علائم هیجانی مثل گریههای شدید را تجربه میکنند و برخی دیگر با نشانههای جسمانی یا شناختی مانند بدبینی به زندگی درگیر میشوند. با این حال، مجموعهای از نشانهها وجود دارد که در بیشتر افراد دیده میشود.
مهمترین علائم افسردگی
- احساس غمگینی مداوم
- احساس پوچی یا بیمعنایی زندگی
- ناامیدی نسبت به آینده
- از دست دادن علاقه و لذت نسبت به فعالیتهای روزمره
- خستگی و کاهش انرژی
- اختلال خواب (بیخوابی یا پرخوابی)
- کاهش یا افزایش وزن
- دشواری در تمرکز و تصمیمگیری
- کاهش اعتمادبهنفس
- احساس بیارزشی
- احساس گناه و تقصیر
- تحریکپذیری و زودرنجی
- کنارهگیری از روابط اجتماعی
- کاهش میل جنسی
- کند شدن حرکات یا گفتار
- افکار مرگ یا خودکشی
علائم افسردگی شدید در زنان
مطالعات نشان میدهند زنان تقریباً دو برابر مردان در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. تغییرات هورمونی، بارداری، زایمان، یائسگی و برخی فشارهای اجتماعی میتوانند در افزایش این خطر نقش داشته باشند.
علائم افسردگی شدید در زنان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- گریههای مکرر و کنترلنشده
- احساس شدید گناه و سرزنش خود
- تجربه اضطراب همزمان
- احساس بیارزشی شدید
- خستگی مزمن
- کاهش علاقه به روابط عاطفی
- اختلالات خواب شدید
- تغییرات قابل توجه در اشتها
- افکار آسیب به خود
- احساس ناتوانی در انجام مسئولیتهای روزمره

تفاوت افسردگی با غم و ناراحتی چیست؟
یکی از رایجترین سؤالات این است که چگونه بفهمیم افسرده شدهایم یا فقط ناراحت هستیم؟
غم یک واکنش طبیعی به رویدادهای تلخ زندگی است. معمولاً علت مشخصی دارد و با گذشت زمان یا تغییر شرایط کاهش پیدا میکند. فرد غمگین میتواند در موقعیتهایی بخندد، از برخی فعالیتها لذت ببرد و نسبت به آینده امیدوار باشد.
اما افسردگی یک اختلال جدی سلامت روان است. وضعیتی که در آن، خلق پایین و ناامیدی برای هفتهها یا ماهها ادامه پیدا میکند و تقریباً تمام جنبههای زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. فرد ممکن است حتی در خوشایندترین موقعیتها احساس لذت نکند.
افسردگی از چه سنی شروع میشود؟
افسردگی محدود به یک سن خاص نیست و میتواند در هر مرحلهای از زندگی، از دوران کودکی تا سالمندی، ظاهر شود. با این حال، تحقیقات نشان میدهند نخستین نشانهها اغلب در اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی بروز میکنند.
در سالهای اخیر، افزایش آمار افسردگی در نوجوانان افزایش پیدا کرده که اتفاقی نگران کننده است. عواملی مانند فشار تحصیلی، استفاده بیش از حد از شبکههای اجتماعی، مشکلات خانوادگی، بدرفتاری والدین، تنهایی و نگرانی درباره آینده از عوامل خلق افسرده در نوجوانان و جوانان هستند.
جدول خلاصه اطلاعات افسردگی چیست؟
|
افسردگی چیست؟ |
افسردگی یا اختلال افسردگی اساسی یک بیماری روانی شایع و جدی است که باعث احساس غم مداوم، بیعلاقگی، کاهش انرژی و اختلال در عملکرد روزمره، روابط و کار میشود و فراتر از یک غم ساده است. |
|
خطرناکترین نشانههای افسردگی |
افکار خودکشی، ناامیدی عمیق، کنارهگیری شدید اجتماعی، بیتوجهی به خود، اختلال شدید خواب و اشتها و افزایش مصرف الکل یا مواد از خطرناکترین علائم هستند. |
|
مهمترین علت افسردگی چیست؟ |
افسردگی معمولاً نتیجه ترکیب عوامل مختلفی مانند عدم تعادل مواد شیمیایی مغز، ژنتیک، ویژگیهای شخصیتی و عوامل محیطی مثل استرس، فقدان، مهاجرت یا بیماری است. |
|
افسردگی چگونه درمان میشود؟ |
درمان افسردگی شامل دارو درمانی، رویکردهای مختلف رواندرمانی، تغییر سبک زندگی و در موارد شدید شوکدرمانی است. بیش از ۸۰٪ افراد به درمان پاسخ مثبت میدهند. |
|
از کجا بفهمیم افسرده هستیم؟ |
اگر حداقل ۵ علامت مانند غم مداوم، بیانگیزگی، اختلال خواب یا اشتها، احساس بیارزشی و افکار منفی را بیش از دو هفته تجربه کنید، احتمال افسردگی وجود دارد و نیاز به بررسی تخصصی است. |
تشخیص افسردگی بر عهده چه کسی است؟
تشخیص افسردگی باید توسط متخصصان سلامت روان انجام شود. تراپیست، دکتر روانشناس و روانپزشک میتوانند با استفاده از روشهای علمی این اختلال را ارزیابی کنند.
فرآیند تشخیص معمولاً شامل موارد زیر است:
- مصاحبه بالینی تخصصی
- گفتوگو درباره علائم و تاریخچه زندگی فرد
- بررسی وضعیت جسمی و روانی
- استفاده از پرسشنامهها و تستهای روانشناختی مثل افسردگی بک
- ارزیابی شدت علائم و میزان اختلال در عملکرد روزمره
بر اساس معیارهای تشخیصی DSM-5، برای مطرح شدن تشخیص افسردگی، علائم باید حداقل دو هفته بهصورت مداوم وجود داشته باشند و باعث اختلال قابل توجه در عملکرد فرد شوند.
به همین دلیل، خودتشخیصی بر اساس مطالب اینترنتی کافی نیست و مراجعه به یک روانشناس خوب برای افسردگی اهمیت زیادی دارد.
انواع افسردگی
متخصصان چندین نوع مختلف از اختلال افسردگی را شناسایی کردهاند که ویژگیهای خاص خود را دارد. شناخت انواع افسردگی به افراد کمک میکند درک بهتری از وضعیت خود داشته باشند.
|
انواع افسردگی |
مدت زمان |
شدت علائم |
ویژگی اصلی |
|
افسردگی اساسی |
حداقل ۲ هفته |
شدید |
اختلال جدی در عملکرد |
|
افسردگی مزمن یا دیستایمیا |
حداقل ۲ سال برای بزرگسالان و ۱ سال برای کودکان و نوجوانان |
خفیف تا متوسط |
خلق پایین مزمن |
|
اختلال عاطفی فصلی |
فصلی |
متوسط |
مرتبط با کاهش نور آفتاب |
|
افسردگی سایکوتیک |
در طول دورههای سایکوز یا روانپریشی |
بسیار شدید |
همراه با هذیان یا توهم |
|
افسردگی دوقطبی |
دورهای و همراه با دوره شیدایی یا مانیک |
متغیر |
همراه با دورههای شیدایی |
|
افسردگی پس از زایمان |
حداقل ۴ هفته تا ۱۲ ماه پس از زایمان |
متوسط تا شدید |
احساس ناتوانی در مراقبت از نوزاد، گریههای مکرر، اضطراب و بیخوابی |
| افسردگی دوران بارداری | در طول دوره بارداری تا زایمان |
خفیف تا شدید |
اضطراب درباره بارداری، احساس ناتوانی در مادر شدن |
| افسردگی سالمندی | حداقل ۲ هفته | خفیف تا شدید | همراهی علائم خلقی با شکایتهای جسمانی، اشتباه گرفته شدن با بیماریهای جسمی یا پیری |
| افسردگی پیش از قاعدگی | ۱۴ روز قبل از پریود | متوسط تا شدید | همراه با علائم جسمی مثل درد در ناحیه شکم، سردرد، نارضایتی از خود و تحریکپذیری عاطفی |
۱. اختلال افسردگی اساسی
اختلال افسردگی اساسی یا ماژور (Major Depressive Disorder-MDD)، شناختهشدهترین و شایعترین شکل افسردگی است که نشانههای آن حداقل بهمدت ۲ هفته ادامه دارد. علائم معمولاً شدید هستند و میتوانند عملکرد فرد را در محیط کار، تحصیل و روابط اجتماعی مختل کنند.
علائم افسردگی اساسی
- خلق افسرده در بیشتر روزها
- کاهش علاقه به فعالیتهای لذتبخش
- اختلال خواب
- خستگی شدید
- احساس بیارزشی
- افکار خودکشی
۲. اختلال افسردگی پایدار (دیستایمی)
در افسردگی پایدار و مزمن (Persistent Depressive Disorder – PDD) یا دیستایمیا، شدت علائم معمولاً کمتر از افسردگی اساسی است اما مدت زمان بیشتری ادامه دارد. فرد ممکن است سالها با احساس درونی اندوه و خلق پایین زندگی کند. طول مدت علائم برای تشخیص در بزرگسالان ۲ سال و در کودکان و نوجوانان ۱ سال است.
دیستایمیا حالتی مزمن و طولانی مدتتر است که میتواند باعث شود افراد علاقهی خود را در فعالیتهای روزانه از دست بدهند و اعتماد به نفس پایینتری داشته باشند. به خاطر مزمن بودن نشانهها، این افراد احساس غمگینی مدام را جزئی طبیعی از زندگی تلقی میکنند.
علائم افسردگی پایدار (دیستایمی)
- احساس غم مزمن
- بدبینی
- اعتمادبهنفس پایین
- خستگی مداوم
- کاهش انگیزه
- مشکلات تمرکز
متاسفانه بسیاری از مبتلایان به افسردگی مزمن یا دیستایمی تصور میکنند این حالت جزئی طبیعی از زندگی و بخشی از شخصیت آنهاست، به همین علت برای درمان مراجعه نمیکنند.

۳. افسردگی دوران بارداری
افسردگی دوران بارداری (Perinatal Depression) میتواند در هر مرحلهای از بارداری ظاهر شود و حتی پس از زایمان ادامه پیدا کند. این اختلال معمولاً ترکیبی از علائم هیجانی، شناختی و جسمی است و گاهی با تغییرات طبیعی بارداری اشتباه گرفته میشود، به همین دلیل تشخیص آن اهمیت زیادی دارد.
علائم افسردگی بارداری
- احساس غمگینی یا گریههای مکرر بدون دلیل مشخص
- کاهش علاقه یا لذت نسبت به فعالیتهای روزمره
- احساس اضطراب شدید و نگرانی مداوم درباره بارداری یا سلامت جنین
- احساس بیارزشی، گناه یا ناتوانی در نقش مادری
- خستگی شدید و کاهش انرژی فراتر از خستگی طبیعی بارداری
- اختلال خواب (بیخوابی یا خواب بیش از حد)
- تغییرات اشتها (کاهش یا افزایش غیرعادی)
- کاهش تمرکز و فراموشیهای مکرر
- تحریکپذیری، زودرنجی یا عصبانیت غیرمعمول
- احساس جدا شدن از دیگران یا انزواطلبی
- افکار منفی مداوم درباره آینده یا توانایی مراقبت از کودک
- در موارد شدید، افکار آسیب به خود یا نوزاد (نیاز به اقدام فوری)
اگر این علائم بیش از دو هفته ادامه پیدا کنند یا زندگی روزمره مادر را مختل کنند، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک ضروری است، زیرا درمان زودهنگام میتواند از پیشرفت اختلال و بروز افسردگی پس از زایمان جلوگیری کند.
۴. افسردگی پس از زایمان
این نوع از افسردگی پس از زایمان (Postpartum Depression)، در هفتهها یا ماههای پس از تولد نوزاد رخ میدهد و بسیار جدیتر از نوسانات خلقی معمول پس از زایمان است. افسردگی بعد از زایمان، معمولاً در ۴ هفته اول پس از زایمان شروع میشود، اما ممکن است تا چند ماه یا حتی ۱سال بعد نیز ظاهر شود.
علائم افسردگی پس از زایمان
- گریههای مکرر
- بیخوابی
- افکار آسیب به خود یا نوزاد
- احساس مادر بد بودن
- احساس گناه
- کاهش انرژی، ضعف و خستگی
- ناامیدی و بیقراری
- احساس اضطراب و ناتوانی در مراقبت از کودک
- اضطراب شدید درباره فرزندپروری
- علاقه نداشتن و ارتباط برقرار نکردن با نوزاد
- عدم لذت از زندگی و احساس بیارزشی
در صورت عدم درمان، این اختلال میتواند بر سلامت روان و جسم مادر و رشد کودک تأثیر منفی بگذارد. بنابراین بهتر است حتما در طول مراحل بارداری و حتی پس از آن، مادران حتما از جلسات تراپی و مشاوره با یک روانشناس خوب بهره ببرند.
۵. اختلال عاطفی فصلی (SAD)
برخی افراد در پاییز و زمستان دچار علائم افسردگی فصلی (SAD-Seasonal Affective Disorder) میشوند. کاهش دریافت و میزان نور خورشید یکی از عوامل مهم در بروز اختلال عاطفی-فصلی است. برای تشخیص دقیق، علائم باید حداقل ۲ سال متوالی و بصورت تکرار فصلی از اوایل پاییز تا اواسط زمستان وجود داشته باشند. مطالعات نشان میدهند که زنان حدود ۲ تا ۴ برابر بیشتر از مردان و بین ۱۸ تا ۳۰ سالگی در معرض ابتلا به SAD هستند.
نکته جالب این است که افسردگی فصلی در فصلهای بهار و تابستان هم رخ میدهد اما شیوع آن در فصلهای سرد سال با کاهش نور آفتاب و روزهای کوتاهتر، بیشتر است.
علائم اختلال عاطفی فصلی
- کاهش انرژی
- خواب زیاد
- احساس تنهایی
- تمایل به انزوا
- کاهش انگیزه
- افزایش اشتها، پرخوری و میل به مصرف کربوهیدراتها
بهترین روش درمان افسردگی فصلی، نوردرمانی در کنار رواندرمانی و دارودرمانی است که میتواند برای بسیاری از افراد مؤثر باشد.
۶. افسردگی سایکوتیک
افسردگی سایکوتیک (Psychotic depression) یا همراه با ویژگیهای روانپریشانه، یکی از شدیدترین حالتها است که در آن علاوه بر علائم افسردگی به مدت حداقل ۲ هفته، توهم یا هذیان نیز دیده میشود. این نوع همراه با اختلالاتی مثل اسکیزوفرنی یا اختلال هویت تجزیهای (شخصیت چندگانه) دیده میشود.
علائم افسردگی سایکوتیک
- ناامیدی شدید
- هذیانهای مختلف مانند هذیان گناه
- توهمات شنیداری
- خود آسیبی (خود جرحی)
- کاهش وزن شدید
- انزواطلبی و حساسیت رفتاری
- افکار یا اقدام به خودکشی
- احساس بیارزشی افراطی
- اختلال شدید عملکرد
این وضعیت نیازمند درمان فوری توسط روانپزشک و مصرف داروهای ضد روانپریشی و ضد افسردگی است.
۷. افسردگی دوقطبی
بخش مهمی از اختلال دوقطبی با دوره یا اپیزودهای افسردگی همراه است که طی آنها خلق فرد بهمدت ۲ هفته (در تمام روز)، به شدت پایین میآید. در واقع اختلال دوقطبی نوع یک، با دورههای تکرار شوندهای از خلق بالا (شیدایی یا منیک) و افسردگی اساسی مشخص میشود.
علائم دوره افسردگی در اختلال دوقطبی
- خلق پایین و بیلذتی
- خستگی شدید
- کاهش انرژی
- ناامیدی
- احساس بیارزشی
- اختلال خواب
- کاهش تمرکز

۸. افسردگی پیش از قاعدگی (PMDD)
این اختلال شکل شدیدتری از سندرم پیش از قاعدگی محسوب میشود و میتواند عملکرد روزمره زنان را مختل کند. همچنین علائم در بیشتر چرخههای قاعدگی حداقل در ۱۲ ماه گذشته تکرار میشوند.
علائم افسرگی پیش از قاعدگی
- تحریکپذیری شدید
- نوسانات خلقی
- اضطراب و بیحوصلگی
- احساس درد و خستگی
- احساس غم
- کمبود واضح انرژی
- افکار نارضایتی از خود
- کاهش تمرکز
این علائم معمولاً در روزهای قبل از قاعدگی ظاهر شده و پس از شروع آن کاهش پیدا میکنند. افسردگی قبل از قاعدگی، حدود ۳ تا ۹ درصد زنانی که دوره پریود دارند را تحت تاثیر قرار می دهد.
۹. افسردگی در سالمندان
افسردگی سالمندان یک اختلال شایع است که به آن توجه کمتری میشود و بخشی از روند طبیعی پیری نیست. بر اساس مطالعات، حدود ۱ تا ۵ درصد از سالمندان در جامعه و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از افراد سالمند در مراکز مراقبتی مانند خانههای سالمندان با درجات مختلفی از افسردگی مواجه هستند.
بسیاری از سالمندان نیز تمایل کمتری به بیان احساسات خود دارند و بیشتر شکایتهای آنها از مشکلات جسمی و فیزیکی است. برای همین یکی از مشکلات دوره سالمندی، تشخیصندادن یا اشتباه گرفتن افسردگی با علائم پیری، بیماریهای جسمی یا عوارض دارویی است.
علائم افسردگی در سالمندان
- احساس غم یا اندوه مداوم
- کندی در حرکت و گفتار
- احساس ناامیدی یا بیارزشی
- نگرانی بیش از حد درباره سلامتی یا مسائل مالی
- اختلال خواب (بیخوابی یا خواب زیاد)
- تغییرات وزن و اشتها
- کاهش تمرکز و حافظه
- کنارهگیری از فعالیتهای اجتماعی
- گریههای متناوب یا بیدلیل
- شکایتهای جسمانی مانند درد، خستگی یا مشکلات گوارشی بدون علت مشخص
آیا کودکان هم افسرده میشوند؟
بله، کودکان و نوجوانان هم میتوانند به افسردگی مبتلا شوند؛ اما نشانههای آن همیشه شبیه بزرگسالان نیست. به همین دلیل گاهی والدین، معلمان و حتی اطرافیان متوجه این اختلال نمیشوند و علائم را به لجبازی، تنبلی، تغییرات طبیعی سن رشد یا بلوغ نسبت میدهند.
کودکی را تصور کنید که قبلاً عاشق بازی با دوستانش بوده اما حالا بیشتر وقت خود را در اتاق میگذراند، زود عصبانی میشود، افت تحصیلی پیدا کرده و علاقهاش به فعالیتهای موردعلاقهاش را از دست داده است. این تغییرات ممکن است نشانهای از شروع خلق افسرده باشند. پژوهشها نشان میدهند تشخیص و درمان زودهنگام با مراجعه به یک روانشناس خوب برای افسردگی در کودکان میتواند از بروز مشکلات جدیتر در نوجوانی و بزرگسالی پیشگیری کند.
علائم افسردگی در کودکان
- تحریکپذیری و عصبانیت مکرر
- غمگینی طولانیمدت
- کنارهگیری از دوستان
- افت تحصیلی
- پرخاشگری
- وابستگی بیشازحد به والدین
- کاهش اعتمادبهنفس
- شکایتهای جسمانی بدون علت پزشکی مشخص
- اختلال خواب
- تغییر اشتها
- کاهش انرژی
- گریههای مکرر
- کاهش علاقه به بازی و سرگرمی
- صحبت درباره بیارزش بودن خود
علت ابتلا به افسردگی چیست؟
افسردگی معمولاً نتیجه یک اتفاق واحد و مشخص نیست. در اغلب موارد مجموعهای از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی در کنار یکدیگر باعث شکلگیری این اختلال میشوند. از جمله علل افسردگی عبارتند از:
- عوامل ژنتیکی
- تغییرات شیمیایی مغز
- تجربه رویدادهای استرسزا
- آسیبهای دوران کودکی
- بیماریهای جسمی
- مصرف برخی داروها و مواد
- ویژگیهای شخصیتی
- انزوای اجتماعی و فقدان حمایت عاطفی
عوامل ژنتیکی
پژوهشها نشان داده، افرادی که سابقه افسردگی در بستگان درجه یک خود دارند، بیشتر از دیگران در معرض ابتلا قرار میگیرند. ژنتیک بهتنهایی عامل این اختلال نیست، اما میتواند آسیبپذیری فرد را افزایش دهد.
تغییرات شیمیایی مغز
اختلال در عملکرد انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین، دوپامین و نوراپینفرین میتواند در بروز علائم افسردگی نقش داشته باشد. به همین دلیل داروهای ضدافسردگی مانند فلوکستین، اس ستالوپرام و کلومیپرامین، روی این مواد شیمیایی اثر میگذارند و باعث بهبودی و کاهش نشانهها میشوند.
تجربه رویدادهای استرسزا
اتفاقات تکاندهنده و دردناک مانند مرگ عزیزان، طلاق، شکست عاطفی، جنگ، مشکلات مالی یا بیکاری از جمله رویدادهایی هستند که میتوانند زمینه بروز افسردگی را فراهم کنند. این اتفاقات میزان تابآوری روانی را کم میکنند و امیدواری به آینده و خوشبینی را تحت تاثیر قرار میدهند.
آسیبهای دوران کودکی
بررسیهای علمی ثابت کرده است کودکانی که در معرض بیتوجهی و غفلت، سوءاستفاده جنسی، کلامی و جسمی، خشونت یا ناامنی عاطفی قرار گرفتهاند، در بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. آسیبهای دوران کودکی یا تروماهای اولیه، روان افراد را در برابر اختلالات روانشناختی آسیبپذیر میکند. برای همین است که رویکردهایی مانند روانکاوی بخشی از فرآیند و اهداف رواندرمانی را به حل و فصل تعارضات، ناکامیها، خاطرات و رویدادهای گذشته و اتفاقات دوران کودکی پیوند زدهاند. چرا که این دوران را میتوان مهمترین بخش زندگی و اثرگذارترین مقطع در زندگی بزرگسالی دانست.
بیماریهای جسمی
برخی بیماریها مانند سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت، بیماریهای تیروئید و دردهای مزمن میتوانند خطر افسردگی را افزایش دهند. یکی از رشتههای پرکاربرد که برای درمان اختلالات روانی افراد با علت بیماری میپردازد، روانشناسی سلامت است. حوزهای میان رشتهای که پزشکی و روانشناسی را شامل میشود.
مصرف برخی داروها و مواد
مصرف طولانیمدت بعضی داروها یا سوءمصرف الکل و انواع مواد مخدر ممکن است در بروز یا تشدید افسردگی نقش داشته باشد. وقتی فرد وابسته به مصرف الکل برای مدتی مصرف نکند، احساس بیحالی، آشفتگی، کاهش انرژی و ناامیدی دارد.
ویژگیهای شخصیتی
ویژگیهای شخصیتی بعضی افراد، آنها را بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار میدهد. مثلا افرادی که کمالگرا هستند، اعتمادبهنفس پایینی دارند یا تمایل زیادی به خودانتقادی دارند، ممکن است آسیبپذیری بیشتری داشته باشند.
انزوای اجتماعی و فقدان حمایت عاطفی
نداشتن روابط اجتماعی و فقدان حمایت عاطفی، تنهایی طولانیمدت و کاهش ارتباطات اجتماعی از عوامل شناختهشده در افزایش خطر افسردگی هستند. پس یادتان باشد که روابط اجتماعی باکیفیت و دریافت حمایت اجتماعی، مهم و الزامی است.
باورهای اشتباه درباره افسردگی
باوجود افزایش آگاهی درباره افسردگی و صحبت متخصصان درباره اینکه فرد افسرده الزاما ظاهری مشخص ندارد، همیشه همراه با گریههای شدید نیست و ارتباطی با تنبلی ندارد! متاسفانه هنوز باورهای اشتیاهی درباره این اختلال در جامعه جریان دارد. در اینجا برخی از آنها را مطرح کردهایم:
اگر اراده داشته باشی خوب میشوی!
افسردگی با اراده بهتنهایی درمان نمیشود و معمولاً نیاز به مداخله روانشناسی دارد.
داروهای ضدافسردگی اعتیادآور هستند!
مصرف داروهای ضدافسردگی تحت نظر پزشک یا روانپزشک ایمن هستند و مصرف خودسرانه آنها مشکلساز است.
کسی که میخندد افسرده نیست!
افسردگی یک احساس درونی است. بسیاری از افراد افسرده در ظاهر کاملاً طبیعی یا حتی خوشحال به نظر میرسند.
افسردگی فقط غم شدید است!
افسردگی فقط غم و گربه نیست و میتواند به شکل بیحسی، اضطراب، بیانگیزگی، پرخوری، پرخوابی یا خستگی شدید هم ظاهر شود.
فقط افراد ضعیف افسرده میشوند!
افسردگی یک اختلال روانشناختی است و ارتباطی با ضعف یا قدرت شخصیت ندارد.
افسردگی همیشه دلیل مشخص و واضح دارد!
گاهی افسردگی درنتیجه چند عامل زمینهای یا حتی بدون علت مشخص و به دلیل عوامل زیستی یا شیمیایی مغز ایجاد میشود.
اگر کسی کار میکند و موفق است، پس افسرده نیست!
بسیاری از افراد افسرده با وجود عملکرد شغلی یا تحصیلی خوب، درگیر رنج درونی هستند.
صحبت درباره افسردگی آن را بدتر میکند!
حرف زدن درباره احساسات درونی، حمایت عاطفی و اجتماعی را بیشتر میکند و صحبت کردن با متخصص باعث کاهش علائم و بهبود وضعیت میشود.
روشهای درمان افسردگی
خوشبختانه افسردگی یکی از قابلدرمانترین اختلالات روانشناختی محسوب میشود. بسیاری از افراد پس از مراجعه به تراپیست افسردگی و گذراندن دوره درمانی، بهبود قابل توجهی را تجربه میکنند.
مهمترین روشهای درمان افسردگی
- درمان شناختی رفتاری (CBT)
- درمان بینفردی (IPT)
- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
- طرحوارهدرمانی
- رواندرمانی تحلیلی یا پویشی
- دارودرمانی
- نوردرمانی
- تحریک مغناطیسی مغز (TMS)
- درمان با کتامین
- الکتروشوک درمانی (ECT)
- درمانهای ترکیبی
درمان شناختی رفتاری (CBT)
درمان شناختی رفتاری یکی از مؤثرترین روشهای درمان افسردگی است. این رویکرد به افراد کمک میکند افکار منفی، سوگیریهای شناختی ناسازگار و الگوهای ناکارآمد ذهنی خود را شناسایی و اصلاح کنند.
فرد یاد میگیرد چگونه به جای افکاری مانند «من هیچ ارزشی ندارم» یا «هیچ چیز بهتر نمیشود»، نگاه واقعبینانهتر و امیدوارانهتری به مسائل داشته باشد.
درمان بینفردی (IPT)
این رویکرد بر روابط فرد با دیگران تمرکز دارد. بسیاری از افسردگیها با تعارضهای خانوادگی، مشکلات زناشویی، فقدان یا تغییر نقشهای اجتماعی ارتباط دارند.
درمانگر به فرد کمک میکند مهارتهای ارتباطی مؤثرتری کسب کند و مشکلات بینفردی خود را مدیریت کند.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
در ACT هدف حذف کامل افکار منفی نیست؛ بلکه فرد یاد میگیرد بدون درگیر شدن با این افکار، زندگی ارزشمند خود را ادامه دهد. این رویکرد برای افرادی که درگیر نشخوار ذهنی و افکار تکرارشونده هستند مفید است.
طرحوارهدرمانی
برخی افسردگیها ریشه در الگوهای روانشناختی و طرحوارههایی دارد که از دوران کودکی و روابط اولیه با مراقبان شکل گرفتهاند. طرحوارهدرمانی روی این الگوهای ناسازگار تمرکز میکند. این روش برای افرادی که سالها با افسردگی مزمن یا مشکلات شخصیتی درگیر بودهاند، میتواند بسیار کمککننده باشد.
رواندرمانی تحلیلی یا پویشی
این رویکردها به بررسی تعارضهای ناهشیار، تجربیات گذشته و الگوهای هیجانی فرد میپردازد. درمان تحلیلی میتواند به افراد کمک کند ریشههای عمیقتر افسردگی خود را بشناسند و آنها را پردازش کنند.
دارودرمانی
از آنجا که به هم خوردن تعادل بیوشیمیایی مغز یکی از عوامل ایجادکننده افسردگی است، گاهی اوقات درمان موفق علاوه بر تراپی و گفتگو با روانشناس، به مصرف دارو نیاز دارد. داروهای ضدافسردگی توسط روانپزشک تجویز میشوند و میتوانند به تنظیم انتقالدهندههای عصبی و بهبود عملکرد ساختارهای مغزی مرتبط با خلق و خو کمک کنند. داروها معمولاً زمانی بهترین نتیجه را دارند که در کنار رواندرمانی استفاده شوند.
|
نوع داروی ضد افسردگی |
نام انگلیسی + اختصار |
توضیح کوتاه |
مثال داروها |
|
مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین |
Selective Serotonin Reuptake Inhibitors (SSRI) |
رایجترین و خط اول درمان دارویی افسردگی. معمولاً عوارض کمتر و تحملپذیری بالاتری دارند. |
فلوکستین (Fluoxetine)، سرترالین (Sertraline)، سیتالوپرام (Citalopram)، اسیتالوپرام (Escitalopram) |
|
مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نوراپینفرین |
Serotonin-Norepinephrine Reuptake Inhibitors (SNRI) |
علاوه بر سروتونین، روی نوراپینفرین هم اثر دارند و در افسردگیهای متوسط تا شدید کاربرد دارند. |
ونلافاکسین (Venlafaxine)، دولوکستین (Duloxetine)، دسونلافاکسین (Desvenlafaxine) |
|
داروهای سهحلقهای ضدافسردگی |
Tricyclic Antidepressants (TCA) |
از داروهای قدیمیتر هستند؛ مؤثر اما با عوارض بیشتر نسبت به نسل جدید. |
آمیتریپتیلین (Amitriptyline)، ایمیپرامین (Imipramine)، نورتریپتیلین (Nortriptyline) |
|
مهارکنندههای مونوآمین اکسیداز |
Monoamine Oxidase Inhibitors (MAOI) |
از قدیمیترین داروهای ضدافسردگی؛ نیازمند رژیم غذایی خاص به دلیل تداخلات غذایی و دارویی. |
فنلزین (Phenelzine)، ترانیلسیپرومین (Tranylcypromine)، ایزوکاربوکسازید (Isocarboxazid) |
روانپزشکان معمولا پیشنهاد میکنند که مصرف قرصهای ضد افسردگی حداقل شش ماه پس از بهبود نشانهها ادامه پیدا کند. درمان درازمدت ممکن است به منظور جلوگیری از عود مجدد بیماری برای برخی افراد پرخطر پیشنهاد شود.
نوردرمانی
نوردرمانی یک روش غیر دارویی و مبتنی بر نور مصنوعی بهعنوان جایگزینی برای نور خورشید است که برای تنظیم ریتم شبانهروزی بدن و بهبود خلقوخو استفاده میشود. این روش در درمان اختلال عاطفی فصلی (SAD)، برخی انواع افسردگی خفیف تا متوسط و اختلالات خواب کاربرد دارد. در این تکنیک فرد در فاصله مشخصی از یک دستگاه نور (Light Box) قرار میگیرد و بدون نگاه مستقیم، در معرض نور سفید-مهتابی قرار میگیرد تا ترشح ملاتونین کاهش و سطح سروتونین تنظیم شود.
بهترین زمان استفاده از نوردرمانی معمولاً صبحها بلافاصله پس از بیدار شدن (حدود ۶ تا ۹ صبح) است و استفاده در شب توصیه نمیشود، زیرا میتواند چرخه خواب را مختل کند. هر جلسه معمولاً ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول میکشد و اثرات اولیه آن طی ۳ تا ۷ روز قابل مشاهده است، اما برای رسیدن به نتیجه پایدار معمولاً ۲ تا ۴ هفته استفاده منظم نیاز است.
تحریک مغناطیسی مغز (TMS)
تحریک مغناطیسی مغز (Transcranial magnetic stimulation)، یکی از روشهای نوین درمان افسردگی است که از میدانهای مغناطیسی برای تحریک نواحی خاصی از مغز استفاده میکند. این روش معمولاً برای افرادی به کار میرود که به درمانهای رایج پاسخ کافی ندادهاند.
درمان با کتامین
در سالهای اخیر، پژوهشهای متعددی اثربخشی کتامین را در برخی موارد افسردگی مقاوم به درمان نشان دادهاند. کتامین بهعنوان یک داروی بیهوشی مورد استفاده قرار می گرفت. این درمان باید تحت نظارت روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب، انجام شود و برای همه افراد مناسب نیست.
مطالعات بالینی نشان دادهاند که کتامین و مشتقات آن (مانند اسکتامین) در برخی بیماران مبتلا به افسردگی مقاوم به درمان میتوانند طی چند ساعت تا چند روز باعث کاهش قابل توجه علائم و افکار خودکشی شوند، در حالی که داروهای ضدافسردگی سنتی معمولاً به ۲ تا ۶ هفته زمان برای اثرگذاری نیاز دارند.
الکتروشوک درمانی (ECT)
اگرچه نام این روش ممکن است ترسناک به نظر برسد، اما ECT یکی از روشها برای افسردگیهای بسیار شدید، همراه با خطر خودکشی یا علائم روانپریشی است. امروزه این درمان تحت بیهوشی و با استانداردهای پزشکی دقیق انجام میشود.
الکتروشوکدرمانی روشی است که با ایجاد یک جریان الکترکی کنترلشده و کوتاهمدت تحت بیهوشی، باعث تغییراتی در فعالیت مغز میشود. این تغییرات شامل:
- افزایش و تنظیم فعالیت انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین، دوپامین و نوراپینفرین
- تغییر در مدارهای عصبی مرتبط با خلق (mood circuits)
- افزایش انعطافپذیری عصبی (neuroplasticity)
- تغییر در الگوهای فعالیت شبکههای مغزی مرتبط با افسردگی شدید
سبک زندگی و نقش آن در افسردگی
هرچند افسردگی یک اختلال پیچیده است که موارد مختلفی میتواند در آن نقش داشته باشد، اما سبک زندگی سالم سهم مهمی در بهبود علائم و حتی پیشگیری از افسردگی دارد:
ورزش را فراموش نکنید
فعالیت بدنی باعث ترشح اندورفین و سایر مواد شیمیایی مؤثر بر خلقوخو میشود. روزانه ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی نیز میتواند تأثیر مثبتی بر سلامت روان داشته باشد.
خواب کافی یعنی سلامت مغز
کمبود خواب و افسردگی رابطهای دوطرفه دارند. خواب ناکافی میتواند علائم را تشدید کند و افسردگی نیز باعث اختلال خواب شود.
تغذیه را جدی بگیرید
هرچیزی که میخورید روی عملکرد بدن و مغز شما تاثیر مستقیم دارد. رژیم غذایی سالم شامل میوهها، سبزیجات، غلات کامل و منابع پروتئینی مناسب میتواند در کیفیت سلامت روان نقش حمایتی داشته باشد.
روابط اجتماعی را گسترش دهید
ارتباط با دوستان، خانواده و افرادی که احساس خوبی به آنها دارید، یکی از عوامل محافظتکننده در برابر افسردگی محسوب میشود. بنابراین روابط اجتماعی خود را با حفظ و مراقبت مرزهای شخصی، بیشتر کنید.

چگونه به فرد افسرده کمک کنیم؟
اگر یکی از اعضای خانواده یا دوستان شما با افسردگی درگیر است، حمایت شما میتواند نقش مهمی در روند بهبودی او داشته باشد. راهکارهای حمایتی برای کمک به فرد افسرده شامل موارد زیر میشوند:
- بدون قضاوت به حرفهای او گوش دهید.
- احساسات او را کوچک نشمارید.
- او را به مراجعه به یک تراپیست خوب یا متخصص درمان افسردگی تشویق کنید.
- در کارهای روزمره به او کمک کنید.
- ارتباط خود را با او در دورههای ناراحتی و کنارهگیری حفظ کنید.
- از جملاتی مانند «قوی باش»، «چرا خودتو تغییر نمیدی؟» یا «بهش فکر نکن» پرهیز کنید.
- فعالیتهای سبک مانند پیادهروی را پیشنهاد دهید.
- در شرایط بحرانی او را تنها نگذارید.
- اگر درباره خودکشی صحبت میکند، موضوع را جدی بگیرید.
- صبور باشید؛ بهبودی زمانبر است.
گاهی بزرگترین کمک این است که فرد افسرده بداند کسی در کنارش حضور دارد و بدون قضاوت او را درک میکند.
جمعبندی
حالا که این مطلب را مطالعه کردید، میدانید افسردگی چیست و چگونه میتواند احساسات، افکار، رفتار و کیفیت زندگی شخصی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. شناخت علائم، آگاهی از انواع افسردگی و مراجعه به متخصصان سلامت روان، قدمی مطمئن برای زندگی رضایتبخش است.
امروزه روشهای درمانی متنوعی از جمله رواندرمانی، دارودرمانی و درمانهای نوین برای افسردگی وجود دارند و بسیاری از افراد با دریافت کمک حرفهای بهبود قابل توجهی تجربه میکنند. اگر احساس میکنید برای مدت طولانی درگیر غم، بیلذتی و عدم علاقه به زندگی، ناامیدی، بیانگیزگی یا فرسودگی روانی هستید، این موضوع را نادیده نگیرید. کمک گرفتن نشانه ضعف نیست؛ بلکه اقدامی مسئولانه برای مراقبت از سلامت روان است.
شما میتوانید برای دریافت مشاوره تخصصی، ارزیابی علائم، انتخاب روانشناس خوب یا متخصص درمان افسردگی، از خدمات پلتفرم رواندرمان استفاده کنید و مسیر درمان خود را با اطمینان آغاز کنید.






18 Responses
ممکنه کسی بدون رفتن پیش تراپیست افسردگیش رفع بشه و دیگه برنگرده ؟
با درود: بستگی به میزان افسردگی و اشکالی که ایجاد کرده است دارد. معمولا درمانگر به فرد افسرده کمک می کند. الگوهای ناکارامد و مخرب رفتاری و فکری خود را شناسایی و قطع کند. و عموما مراحل شناخت به راحتی بدست نمیآید. درمانگران از این طریق زوایای دید افراد را نسبت به پدیدهها و وقایع تغییر می دهند ، البته همه اینها در طی پروسه نه چندان کوتاه بدست میآید.
اما دوست عزیز افسردگی نشانههایی دارد که فقط درمانگر تشخیص میدهد ، به خواندن مطالب مجازی اکتفا نکنید برخی از حالتها هستند که شبیه افسردگیاند اما افسردگی نیست، اگر باز هم پرسشی داشتید بنده پاسخگوی شما خواهم بود.
سلام من افسردگی مادر زادی دارم ۴۰ سالمه چند ساله دارو مصرف میکنم ولی هیچ تاثیری نداشته اگه میشه راهنمایی کنین که چکار کنم از هیچی لذت نمیبرم
با درود ؛ امکان دارد افسردگی زمینهٔ وراثتی را داشته باشد این بدان معنی نیست که قابل درمان نباشد، موضوع این است که شما از دارو به تنهایی کمک گرفتید در صورتی که چیزی که در افسردگی کمک کننده اصلی است جلسات درمانی است چرا که بیشترین دلیل افسردگی بینش و فکر و احساسات افراد اد، و الگوهای نا درست رفتاری قبلی هستند که با کمک رواندرمانگر نیاز به تغییر دارند .
احساسی که تواین ۴۰ سال تجربه کردید رو متوجه میشم وپیشنهاد میشه جلسات رواندرمانی مکمل دارو درمانی انجام بدید وبا درمانگر ارتباط بگیرید.
سلام وقت شما بخیر
من پیش روانشناس رفتم در من تشخیص افسردگی فصلی و افسردگی دوران قاعدگی و افسردگی اساسی دادند و همچنین گفته اند که خاطرات بد دوران کودکی و بیکاری من باعث ایجاد این افسردگی ها شده، سوال من این است آیا این افسردگی قابل درمان است؟ چند سال طول میکشه درمان بشه؟ آیا من همه کارهایی روانشناس میگه انجام بدم و داروهایی که روانپزشک تجویز کرده بخورم درمان میشم؟ چون واقعا حس بسیار بسیار بسیار بسیار بدی است زندگی مرا داره نابود میکنه باعث شده اعتماد بنفسم بیاد پایین و نتونه کار پیدا بکنم و الان حول و حوش ۲ سال است بیکار هستم و مسائل باعث شده ۵ بار اقدام به خودکشی کنم واقعا از این بیماری خسته شده ام
سوال دیگه من اینه که چه فرقی بین افسردگی اساسی و افسردگی ماژور هست؟
میشه خواهشا جواب مرا به آدرس ایمیل من بفرستید متشکرم
با درود ؛ دارو درمانی به تنهایی کافی نیست برای حل مشکل از رواندرمانگر ( روانشناس)، کمک بگیرید،
مشکل شما تا حدود زیادی قابل حل است
چیزی که میتوانیم بگوییم این است که شما با کمک جلسات درمانی و شاید دارو بطور همزمان حتما بهتر از اکنون میتوانید کار و فعالیت خود را شروع کنید و به زندگی امیدوار و خرسند شوید . در حال حاضر بنظر میرسد بیشتر ناامید شده اید. و یا دچار درماندگی آموخته شده گشته اید که فرد را در وضعیت سکون نگه می دارد.
اضطرابی ونگرانی رو تجربه میکنید میفهمم نشانه ها وسوالاتی که نوشتید رو میخوام عمیق تر نگاه کنیم بهش چیزی که درمان رو پیش بینی میکنه خلق وکاراکتری وشخصیتی هست که دارید وطبق این ها باید تو جلسات با روانشناستون صحبت کنید که چیزایی که انتظار دارید کدومشون تغییر میکنه وکدومشون تغییر نمیکنه وبا جریانی هم که نوشتید باید یک تیم کارتون باشند ودارو درمانی رو که مرتبا دریافت میکنید واین تو بهبودخلق شما کمک میکنه وهرچقدر هم شکست عاطفی وکاری تجربه کردید تو جلسات با درمانگر صحبت کنید وعامل ونحوه شکل گیری این نشانه هارو پیدا کنید درمان میتونه امکان پذیر باشه ولی مهم ترین نکته بخش ژنتیک وخلق هست که چقدر میتونه تغییر کنه وطبق اون میتونه درمان وزمان جلسات مشخص بشه وعمیقا به جریان هیجانات وعواطف وشناخت های شما پرداخته بشه.
سلام من پشت وکمرم وبعداگردن وسرددردی شدیدی داشتم به دکترمراجعه می کردم داروی ضدمیگرن تجویزمیکردبعدامشخص شدمیگرن نیست البته بعدازدوسال الان ۶سال هست داروهای ضدافسردگی می خورم نسبت به قبل خیل خوبم قبلا بدنم سست بوداصلاتمرکزی نداشتم قوای جنسی ضعیف بودازهیچ چیزی لذت نمی بردم نمیتونستم بخندم برای همه چیزمشگل داشته که مجال گفتن نبست الان یه مقدارخواب الوده هستم وازطرفی پشت گردنم احساس گرفتگی میکنم یه مقدارداروهایبوست میاره وکارسنگین بعدازچندروزخستگی زیادمیاره ۵۲سالم هست این مشگل ۱۵سالگی بامن بوده انژی واقعی ندارم ازبینی ام اب هنوزم میادبه نظرشماچکارکنم ممنون
با درود؛ تنها و بهترین پیشنهادی که به شما میتوانم بکنم مراجعه به رواندرمانگر است ، دارو درمانی به تنهایی کفایت نمی کند، اثر دارو کمرنگ می شود دیگر آنکه فرد افسرده در درمان و جلسات رواندرمانی قدرتمندی کافی را برای مقابله و سازگاری با شرایط مختلف زندگی و تغییر الگوهای ناکارامد قبلی را پیدا می کند.
جریانی که تجربه کردید ومیکنید رو متوجه شدم واین جریان مدت زمان بالایی هم که باشما بوده واز شما انرژی میگیره طبق نظر متخصص که بهش ارجاع میکنید ودارو دریافت میکنید مرتبا تاثیر دارو وتاثیرشون برشخصیت وخلق شمارو چک کنید واگر نیاز متخصص بود داروها تغییر داده بشه.
سلام من ۲۸سالمه مشکلات زیادی داشتم ولی الان مدام استرس دارم ودوست دارم تنها باشم برای خودم ارزش قائل نیستم واصلا از خودم بدم میاد تو رویام ومدام فکر میکنم انقدر که سردرد میگیرم لطفا راهنماییم کنید
با درود؛ آنچه اشاره فرمودید اضطراب است ونه استرس، یک نگرانی مداوم و درونی که ذهن شما را بشدت درگیر کرده است، به احتمال زیاد سردرد ها میتواند نتیجه اضطراب باشد، یک مصاحبه تشخیصی علت دقیقتر مشکل شما را مشخص می کند . خودسرزنشی و احتمالا اعتماد بنفس تان سبب بروز مشکلات ارتباطی و بین فردی در زندگی شما شده است . احتمالا شما فردی درونگرا و خودسرزنشگر هستید که خود تان را عامل عمدی مشکل میدانید.
احساسی که تجربه میکنید رو متوجهم وبا علائمی که نوشتید که تبدیل به سردرد وتنش های روانی شده پیشنهاد میشه اول به متخصص مغز واعصاب مراجعه کنید ونشانه هایی که دارید رو بگید تا تشخیص بگیرید ودارو مناسب رو دریافت کنید ودر مرحله بعدی با درمانگر ارتباط بگیرید وبه نشانه های پیش اومده بصورت عمیق بپردازید.
سلام من ۱۲ سالمه و خیلی داغونم مثلا با خودم حرف میزنم عصبی میشم شروع میکنم به لرزیدن دیگه نه میتونم بخندم نه گریه کنم
با درود ؛ توضیحات شما بسیار کلی بودند، با توجه به سن تان اگر مشکل روی عملکرد تحصیلی و خواب تاثیر گذار است و در درون خود تنش احساس می کنید، زود بررسی و اقدام عملی انجام شود ، این امر باعث افت تحصیلی و احساس ناکامی و عواقب بعدی نا مطلوب آن شما را بیشتر آزار می دهد خصوصا که نوجوانی را در پیش رو دارید ، برای آنکه بحران جدی در نوجوانی ، تحصیل و عملکرد اجتماعی نداشته باشید
با روانشناس ارتباط و در این خصوص بدون تعلل کمک بگیرید.
علائم ونشانه هایی که تجربه میکنید تو این سن این فرض رو بالا میاره که احساس تنش وفشاری رو تومحیط زندگیتون دارید تجربه میکنید وکمتر درک میشید وکمتر در مورد اینها صحبت میشه وهمین ها هم باعث شدهتو ابراز این هیجان ها دچار مشکل بشید وسنی هم که دارید باید نشانه ها ی بلوغ رو هم بهش اضافه کنیم وکه همین مسئله هم اثرگذار هست.
سلام. سپاس از اعلام نظرتون. اگر این علائم رو به مدت طولانی دارید، حتما با یک روانشناس نوجوان ملاقات کنید.
https://pezeshkekhoob.com/psychologists/165p-adolescent-psychologist